استیسی و بابایی این داستان - ماجراهای نستیا و گل جادویی
1٬193 نمایش • 3 سال قبل
استیسی و بابایی
5٫5میلیون بازدیددر این ویدیو استیسی و بابایی نستیا و پدر روزهای خوشی داشتند. نستیا به پیرزن کمک کرد و یک گل جادویی به عنوان هدیه دریافت کرد. پس از آن، نستیا برای تغذیه بچه گربه ها به مزرعه رفت. و سپس او و پدرش آزمایشات واقعی را در آزمایشگاه انجام دادند و یک فوم بزرگ ایجاد کردند.
استیسی و بابایی این داستان "پیدا کردن عروسک"
10:02 19هزار
استیسی و باباش این داستان "بازی و یونیکورن"
3:42 17هزار
اولین نفر باشید!!!